X
تبلیغات
خیمه ماه
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم دی 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi

بسوز ای دل که امروز اربعین است /  عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت /  سراسر درسْ بهر مسلمین است

اربعین حسینی تسلیت باد



تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi

داستان دو برادر مهربان

شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می كردند . یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت :‌(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می كند . ))بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.در همین حال برادری كه ازدواج كرده بود با خودش فكر كرد و گفت :‌(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نكرده و باید آینده اش تأمین شود)) .

بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنها ازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .

سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند كه چرا ذخیره گندمشان همیشه با یكدیگر مساوی است . تا آن كه در یك شب تاریك دو برادر در راه انبارها به یكدیگر برخوردند . آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لب بیاورند كیسه هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند

تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi
لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد

أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد


إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند

اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.

لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.
کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.

من حاول اَمرا بمعصیة الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.
کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود .

من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس . 
کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند ی، خداوند او را به مردم وا می گذارد.



تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi


تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi


تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi


تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi


تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi


تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi

و اکنون مسلمان در کشورهای عربی با تاسی ازانقلاب اسلامی ایران که الهام گرفته از نهضت عاشوراست و با پیروی از امام حسین(ع)، نهضت بیداری اسلامی را به وجود آورده اند و تا کنون به نتایج بسیار چشم گیر و خیره کننده دست یافته، یزیدیان زمان زیادی را رسوا کرده و فرعون­های چندی را ازجایگاه­هایشان به زیر کشیده و نظام­های برده داری آنان را ساقط کرده اند. نتایج بدست آمده در این کشورها، حاکمان مشابه و نظام­های ضد مردمی را در سراسر جهان هراسان ساخته و. تحلیل گران سیاسی و حاکمانی که منافع شان را در خطر می­بینند دچار سرگیجی و حیرت کرده است.

رهبران و مدیران نهضت بیداری اسلامی و مسلمانانی که به قیمت خون آنان و جوانان شان نهضت بیداری در کشورهایشان به ثمر رسیده و نظام­های ضد دینی و ضد مردمی را ساقط کرده اند، باید بیدار و به هوش باشند، وحدت اسلامی و انسجام ملی را حفظ و تقویت نمایند، از هر نوع تفرقه، قدرت طلبی و خودخواهی­ها جداً پرهیز کنند، از نقشه­ها و فتنه­های دشمنان زخم خورده خود غافل نشوند و گرنه ممکن است؛ وارثان بوجهل­ها و بوسفیان­ها با استفاده از نقطه­ ضعف­های آنان، گردنه احد را بار دیگر دور خواهد زد. وخدای نخواسته پیروزی­های به دست آمده را تبدیل به عزا نموده پایان غم انگیز جنگ احد را تکرار کنند.



تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi

در این زمان اکثراً حاکمان بی­کفایت، وابسته به بیگانگان، فاسد و ظالم بر سرنوشت ملتها، بیت المال و سرمایه­های ملی مسلمانان تسلط یافته و حکومت می­کنند. زین العابدین بن علی، حسنی مبارک، معمرقذافی از نظر اخلاقی و رفتارهای فردی و روش حکومتی در بسیاری از موارد همانند یزید بودند و بسیاری از حاکمان دیگر همانند آل خلیفه،‌ آل سعود، آل صالح و ... شباهت­های زیادی با یزید دارند؛ عدم پایبندی به شعائر اسلامی ، همکاری با رژیم صهیونستی و آمریکا ، به خاک و خون مردم کشورشان،حیف و میل اموال و دارای­های ملی و بیت المال مسلمین و صدها از این قبیل رفتارهای خلاف دستورات اسلام و اخلاق انسانی را مرتکب می­شوند. بن علی در تونس نماز جمعه، حجاب در ادارات و دانشگاه­ها و... را ممنوع و جرم اعلام کرده بود،‌ بقیه نیز رفتارهای همانند او داشته و دارند.

نزدیک به یک­سال است که ملت­های عرب مسلمان با الهام از قیام عاشورا بیدار شده اند و با جسارت تمام در برابر خواسته­های نا مشروع و حکومت­های غیرقانونی حاکمان فاسد به پاخواسته و مقاومت می­کنند. مردم مسلمان و انقلابی تونس، مصر و لیبی در برابر حکومت­های غیر مردمی و ضددینی شان پیروز شده اند و حکومت­های جدید خود را مبتنی بر دستوارت اسلام و مراجعه به رأی عمومی، تشکیل می­دهند که این دست آورد بسیار بزرگ و هدیه الهی است

مسلمانان جهان مخصوصاً ملل عرب که امروز به پا خواسته و در برابر ستمگری­های حکومت­های سرسپرده به غرب مبارزه و مقاومت می­کنند، در حقیقت به امام حسین(ع) اقتدا نموده و درس انقلاب و مقاومت را از نهضت عاشورا آموخته اند.امروزه پذیرش هیچ الگوی دیگری غیر از عاشواری حسینی(ع) وضعیت ذلت بار مسلمانان را نمی­تواند تغییر بدهد و آنان را به صلاح و هدایت برساند.



تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi


تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi


انقلاب و مدل حکومت اسلامی که امام خمینی(ره) بنیان­گذاری نمود، در فرهنگ و آموزه­های اصیل اسلامی از جمله قرآن کریم که آئین­نامه زندگی مسلمانان بلکه بشریت است،احادیث نبوی(ص) و سیره پیامبرگرامی اسلام و ائمه اطهار(علیهم الصلاه و السلام) مخصوصاً در نهضت عاشورا ریشه دارد. بسیاری از انقلاب­ها و قیام­های آزادی خواه و رهایی بخش که بعد از سال 60(ه­ ق) به وجود آمده به نحوی از انقلاب کربلا تأثیر پذیرفته است، حتی جنبش­های آزادی بخش که رهبران آن مسلمان نبودند، ماند انقلاب ضد استعماری هند که گاندی رهبری آن را برعهده داشت، گاندی به این واقعیت اعتراف داشت که او درس مبارزه و راه آزادی را از امام حسین (ع) و نهضت او آموخته است بنا بر این نهضت بیداری اسلامی که سه دهه قبل در ایران شکل گرفت و منجر به تشکیل حکومت­ اسلامی شد و امروزه سراسر کشورهای عربی اسلامی را فراگرفته است، ریشه در فرهنگ اسلام به خصوص نهضت عاشورا دارد و رهبران نهضت­های بیداری به امام حسین(ع) اقتدا نموده و مبارزه علیه ظلم و ستم را از انقلاب عاشورا و رهبر آزادگان جهان امام حسین(ع) آموخته اند. امام حسین(ع) در مقطعی از زمان قرار گرفته بود که فردی ستمگر و ظالم سرنوشت و تقدیرات جامعه اسلامی را در سلطه و اختیار خود گرفته، خویش را حاکم و خلیفه مسلمین می­خواند و بر اساس خواسته­های نفسانی و شهوانی خود، بدون توجه به اصول و قوانین شرعی و سیره نبوی فرمانروای می­کرد و بدعت­های زیادی را بوجود آورده بود.او در صدد بود با بیعت گرفتن ار امام حسین(ع) به رفتارهای غیر اسلامی و انسانی خویش مشروعیت بخشیده وخود را قانونی جلوه دهد و پایه­های حکومت ستم و بیداد خود را مستحکم کند، ولی فرزند زهرا(س) وقتی­که دید دین خدا و شریعت اسلام تحریف می­شود و حقوق مردم تضیع می­گردد احساس مسؤولیت نمود و بر خویشتن لازم دید که در برابر چنین فردی به پا خیزد، از دین و حقوق مردم دفاع کند ولو خود و یارانش به شهادت رسیده و خاندانش اسیر شوند، یزید همان چیزی را از امام(ع) خواسته بود که امروز حاکمان ستمگر از مردمشان می­خواهند؛ یعنی تسلیم در برابر خواسته ­های نا مشروع و غیرقانونی آنان. امام حسین(ع) در برابر بدعت­ها و سایرخواسته­ های نامشروع یزید به پاخواست و با قیام خود به همه انسانهای مسؤولیت شناس و آزادی­خواه، درس آزادی و بیداری آموخت و راه رهایی از استبداد و استکبار را به بشریت نشان داد. امام حسین(ع) در نامه که به برادرش محمد حنفیه سپرد اهداف قیام و انقلاب خویش را به روشنی تمام بیان فرمودند تا در تاریخ ثبت گردد، آزادمردان در آینده از این اهداف اطلاع یافته و در پی تحقق آن باشند، و در مبارزه با بی­عدالتی و ستم، انقلاب کربلا را الگو قرار داده و از حضرت ایشان پیروی نمایند.


تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi

قیام عاشورا،درس دین باوری، ایثار، شجاعت، شهامت، جهاد در راه خدا، امر به معروف و نهی از منکر و روحیه ستیزه جویی و جسارت در مقابل حکام جور را در مسلمانان ایجاد کرده و پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام را به عنوان سرسخت ترین حامیان دین پیامبر صلی الله علیه وآله، معرفی نمود. مبارزان و رهبران شیعه، در تاریخ جنبش های حرکت آفرین خود، صحنه های اعجاب انگیزی از رشادت، شجاعت، فداکاری و ایثار خلق کردند و هرگز بیم وترسی از قدرت حاکم به دل راه ندادند و در برابر هیچ حکومت ظالم و سخت گیری، تسلیم نشدند و در مقابل موج های سهمگین و طوفان های بنیان کن، با گذشتن از گذرگاه شهادت، همواره قد برافراشته بودند

امام حسين (ع) بيداري را دربين مسلمانان رواج داد . امام حسين (ع) در حقيقت اولين بيدارگر جهان اسلام است.

و این چنین است که مكتب عاشورا و محرم یك اندیشه زنده و تاثیر گذار و الهام بخش در انقلاب اسلامی و دیگر جنبش های جهان از جمله در جریان بیداری اسلامی است

با تامل در جریان قیام امام حسین ع در می یابیم که نهضت امام حسين عليه السلام داراي 3 ركن مبارزه با ظالمان حاكم، بازگشت به هويت اسلامي و آزادي و آزادگي است و ملتها با الگو گرفتن از قیام عاشورای سالار شهیدان اباعبدالله الحسین ع مبارزه با ظالمان حاکم را برای بازگشت به هویت اسلامی و آزادی و آزادگی اغاز کردند. ملتهای منطقه با مشاهده قیام مردم ایران و به بار نشستن ان که با الگوگیری از قیام عاشورا شکل گرفته بود و مشاهده عزت و اقتدار این کشور و همچنین ستیزه با استکبار جهانی و سرخم نکردن درمقابل زورگویان عالم به این حقیقت پی بردند که تاسی به قیام عاشورا میتواند آنها را از چنگال حاکمان مستبد و یوغ بندگی مستکبران عالم نجات داده و به سوی هویت اسلامی انسانی همراه با کرامت نفس و عزت مندی سوق دهد

موج جدیدی از بیداری اسلامی که در کشورهای عربی به وجود آمده است و بنیان­ حکومت­های خودکامه مستبد و سر سپرده به غرب را متزلزل نموده و آنها را یکی پس از دیگری ساقط می­کند، هر چند در شرایط حاضر از تونس شروع شد و کشورهای چون: مصر، لیبی، یمن،‌ بحرین و ... را در نوردید و در کشورهای چون: عربستان، اردن، امارات، کویت و ... در حال شکل­ گیری است، ولی واقعیت امر این است که نهضت بیداری اسلامی از انقلاب اسلامی ایران سرمشق گرفته که در اصل الگوگرفته از قیام امام حسین ع و یارانش می باشد



تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi

بطور کلی تصویری که شیعیان از دوران اولیه اسلام و حکومت حضرت علی (ع) دارند، همواره به صورت آرمانی برای آنان باقی بوده و برای تحقق این آرمان، تلاش و مجاهده می کرده اند . همین آرمان به صورت آرزوی حکومت عدل مبتنی بر قوانین اصیل اسلامی و مبتنی بر روش حکومتی امام علی (ع) در دل و ذهن مردم جاری بوده است . همچنین در برداشت مردم از قیام عاشورا، این حرکت نیز مجاهده ای برای تحقق همان آرمان و آرزو به شمار می آید.

قیام عاشورا، مهم ترین رویداد تاریخی پس از ظهور اسلام بود. این قیام، پیامدهای مهمی در برداشت که نتایج ثمربخش آن تا قیامت، به عنوان حماسه ای بزرگ و جاوید، باقی خواهد ماند. قیام عاشورا، در حقیقت، مشعل فروزانی برای شیعیان و مسلمانان بلکه همه ی آزادگان دنیاست . امام حسین ع در روز عاشورا خطاب به سپاهیان عمر سعد فرمودند : اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید . هر کسي داراي فطرت انساني باشد به مساله عاشورا و حماسه حسيني اعتقاد کامل دارد. مساله عاشورا و حماسه حسيني ريشه در فطرت انسانها دارد .ازادگی و زیر بار سلطه و زور نرفتن هم در فطرت انسانها جای دارد و به همین دلیل است که هر کسي داراي فطرت انساني باشد به مساله عاشورا و حماسه حسيني اعتقاد کامل داشته و متاثر از ان است.

مهاتما گاندی میگوید:من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خوانده‌ام و توجّه کافی به صفحات کربلا کرده‌ام بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، باید از امام حسین پیروی کند



تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi


قیام عاشورا، مهم ترین رویداد تاریخی پس از ظهور اسلام بود. این قیام، پیامدهای مهمی در برداشت که نتایج ثمربخش آن تا قیامت، به عنوان حماسه ای بزرگ و جاوید، باقی خواهد ماند. قیام عاشورا، در حقیقت، مشعل فروزانی برای شیعیان و مسلمانان بلکه همه ی آزادگان دنیاست . امام حسین ع در روز عاشورا خطاب به سپاهیان عمر سعد فرمودند : اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید . هر کسي داراي فطرت انساني باشد به مساله عاشورا و حماسه حسيني اعتقاد کامل دارد. مساله عاشورا و حماسه حسيني ريشه در فطرت انسانها دارد .ازادگی و زیر بار سلطه و زور نرفتن هم در فطرت انسانها جای دارد و به همین دلیل است که هر کسي داراي فطرت انساني باشد به مساله عاشورا و حماسه حسيني اعتقاد کامل داشته و متاثر از ان است.  


تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi

اخلاق و رفتار امام حسين (ع )

با نگاهي  اجمالي به 56سال زندگي سراسر خداخواهي و خداجويي  حسين، درمي يابيم که هماره وقت او به پاکدامني  و بندگي و نشر رسالت احمدي و مفاهيم عميقي والاتر از درک و ديد ما گذشته است . اکنون مروري  کوتاه به زواياي زندگاني آن عزيز، که پيش روي ما است :
جنابش به نماز و نيايش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسياري  و حتي در آخرين شب داشت . گاهي در شبانه روز صدها رکعت نماز مي گزاشت .
زندگي دست از نياز و دعا برنداشت ، و خوانده ايم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خداي خويش به خلوت بنشيند. و فرمود: "خدا مي داند که من نماز و تلاوت قرآن و دعاي زياد و استغفار را دوست دارم حضرتش بارها پياده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد.
ابن اثير در کتاب "اسد الغابة " مي نويسد: "کان الحسين رضي الله عنه فاضلا کثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال الخير جميعها. حسين (ع ) بسيار روزه مي گرفت و نماز مي گزارد و به حج مي رفت و صدقه مي داد و همه کارهاي پسنديده را انجام مي داد.
شخصيت حسين بن علي  (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتي با برادرش امام مجتبي (ع ) پياده به کعبه مي رفتند، همه بزرگان و شخصيتهاي اسلامي به احترامشان از مرکب پياده شده ، همراه آنان راه مي پيمودند.
احترامي که جامعه براي  حسين (ع ) قائل بود، بدان جهت بود که او با مردم زندگي  مي کرد - از مردم و معاشرتشان کناره نمي جست - با جان جامعه هماهنگ بود، چونان ديگران از مواهب و مصائب يک اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ايمان بي تزلزل او به خداوند، او را غم خوار و ياور مردم ساخته بود.
و گرنه ، او نه کاخهاي مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمي بستند، و حرم رسول الله (ص ) را براي او خلوت نمي کردند... اين روايت يک نمونه از اخلاق اجتماعي اوست ، بخوانيم :
روزي از محلي عبور مي فرمود، عده اي از فقرا بر عباهاي پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره هاي خشکي  مي خوردند، امام حسين (ع ) مي گذشت که تعارفش کردند و او هم پذيرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بيان داشت : "ان الله لا يحب المتکبرين "، خداوند متکبران را دوست نمي دارد.
پس فرمود: "من دعوت شما را اجابت کردم ، شما هم دعوت مرا اجابت کنيد.
آنها هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدين ترتيب پذيرايي گرمي هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند، از آنان به عمل آمد، و نيز درس تواضع و انسان دوستي را با عمل خويش به جامعه آموخت .
شعيب بن عبدالرحمن خزاعي  مي گويد: "چون حسين بن علي (ع ) به شهادت رسيد، بر پشت مبارکش آثار پينه مشاهده کردند، علتش را از امام زين العابدين (ع ) پرسيدند، فرمود اين پينه ها اثر کيسه هاي  غذايي است که پدرم شبها به دوش مي کشيد و به خانه زنهاي  شوهرمرده و کودکان يتيم و فقرا مي رسانيد.
شدت علاقه امام حسين (ع ) را به دفاع از مظلوم و حمايت از ستم ديدگان مي توان در داستان "ارينب وهمسرش عبدالله بن سلام " دريافت ، که اجمال و فشرده اش را در اين جا متذکر مي شويم : يزيد به زمان ولايت عهدي ، با اين که همه نوع وسايل شهوتراني و کام جويي و کامروايي از قبيل پول ، مقام ، کنيزان رقاصه و... در اختيار داشت ، چشم ناپاک و هرزه اش را به بانوي شوهردار عفيفي دوخته بود.
پدرش معاويه به جاي اين که در برابر اين رفتار زشت و ننگين عکس العمل کوبنده اي  نشان دهد، با حيله گري  و دروغ پردازي و فريبکاري ، مقدماتي فراهم ساخت تا زن پاکدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده پسرش يزيد بکشاند. حسين بن علي (ع ) از قضيه باخبر شد، در برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه شوم معاويه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از يکي از قوانين اسلام ، زن را به شوهرش عبدالله بن سلام بازگرداند و دست تعدي و تجاوز يزيد را از خانواده مسلمان و پاکيزه اي قطع نمود و با اين کار همت و غيرت الهي اش را نمايان و علاقه مندي خود را به حفظ نواميس جامعه مسلمانان ابراز داشت ، و اين رفتار داستاني شد که در مفاخر آل علي (ع ) و دناءت و ستمگري بني اميه ، براي هميشه در تاريخ به يادگار ماند.
علائلي در کتاب "سمو المعني " مي نويسد:
"ما در تاريخ انسان به مردان بزرگي برخورد مي کنيم که هر کدام در جبهه و جهتي  عظمت و بزرگي خويش را جهان گير ساخته اند، يکي در شجاعت ، ديگري در زهد، آن ديگري در سخاوت ، و... اما شکوه و بزرگي امام حسين (ع ) حجم عظيمي است که ابعاد بي نهايتش هر يک مشخص کننده يک عظمت فراز تاريخ است ، گويا او جامع همه والاييها و فرازمنديها است .
 آري ، مردي که وارث بي کرانگي  نبوت محمدي است ، مردي که وارث عظمت عدل و مروت پدري چون حضرت علي  (ع ) است و وارث جلال و درخشندگي فضيلت مادري چون حضرت فاطمه (س ) است ، چگونه نمونه برتر و والاي عظمت انسان و نشانه آشکار فضيلتهاي خدايي نباشد. درود ما بر او باد که بايد او را سمبل اعمال و کردارمان قرار دهيم .
امام حسين (ع ) و حکايت زيستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه يک بزرگ مرد تاريخ را براي ما مجسم مي سازد، بلکه او با همه خويشتن ، آيينه تمام نماي فضيلتها، بزرگ منشيها، فداکاريها، جان بازيها، خداخواهيها وخداجوييها مي باشد، او به تنهايي  مي تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را ضامن گردد. بودن و رفتنش ، معنويت و فضيلتهاي انسان را ارجمند نمود.


تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi

قيام حسيني

يزيد پس از معاويه بر تخت حکومت اسلامي تکيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند،و براي اين که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت کند، مصمم شد براي نامداران و شخصيتهاي اسلامي پيامي بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند. به همين منظور، نامه اي به حاکم مدينه نوشت و در آن يادآور شد که براي من از حسين (ع ) بيعت بگير و اگر مخالفت نمود به قتلش برسان . حاکم اين خبر را به امام حسين (ع ) رسانيد و جواب مطالبه نمود. امام حسين (ع ) چنين فرمود:
"انا لله و انا اليه راجعون و علي الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل يزيد آن گاه که افرادي چون يزيد، (شراب خوار و قمارباز و بي ايمان و ناپاک که حتي  ظاهر اسلام را هم مراعات نمي کند) بر مسند حکومت اسلامي بنشيند، بايد فاتحه اسلام را خواند. (زيرا اين گونه زمامدارها با نيروي اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بين مي برند.)
امام حسين (ع ) مي دانست اينک که حکومت يزيد را به رسميت نشناخته است ، اگر در مدينه بماند به قتلش مي رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفي از مدينه به سوي مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه ، همراه با سرباز زدن او از بيعت يزيد، در بين مردم مکه و مدينه انتشار يافت ، و اين خبر تا به کوفه هم رسيد. کوفيان از امام حسين (ع ) که در مکه بسر مي برد دعوت کردند تا به سوي آنان آيد و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقيل ، پسر عموي خويش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفي را از نزديک ببيند و برايش بنويسد. مسلم به کوفه رسيد و با استقبال گرم و بي سابقه اي روبرو شد، هزاران نفر به عنوان نايب امام (ع ) با او بيعت کردند، و مسلم هم نامه اي  به امام حسين (ع ) نگاشت و حرکت فوري امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسين (ع ) کوفيان را به خوبي مي شناخت ، و بي وفايي  و بي ديني شان را در زمان حکومت پدر و برادر ديده بود و مي دانست به گفته ها و بيعتشان با مسلم نمي توان اعتماد کرد، و ليکن براي اتمام حجت و اجراي اوامر پروردگار تصميم گرفت که به سوي کوفه حرکت کند.
با اين حال تا هشتم ذي حجه ، يعني روزي  که همه مردم مکه عازم رفتن به "مني " بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام مي خواست خود را به مکه برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنين روزي با اهل بيت و ياران خود، از مکه به طرف عراق خارج شد و با اين کار هم به وظيفه خويش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پيغمبر امت ، يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نکرده ، بلکه عليه او قيام کرده است .
يزيد که حرکت مسلم را به سوي کوفه دريافته و از بيعت کوفيان با او آگاه شده بود، ابن زياد را (که از پليدترين ياران يزيد و از کثيفترين طرفداران حکومت بني اميه بود) به کوفه فرستاد. ابن زياد از ضعف ايمان و دورويي و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهديد ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم به تنهايي با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگي دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهيد شد.
(سلام خدا بر او باد). و ابن زياد جامعه دورو و خيانتکار و بي ايمان کوفه را عليه امام حسين (ع ) برانگيخت ، و کار به جايي رسيد که عده اي از همان کساني که براي امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسين (ع ) از همان شبي که از مدينه بيرون آمد، و در تمام مدتي که در مکه اقامت گزيد، و در طول راه مکه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهي به اشاره ، گاهي به اعلان مي داشت که : "مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامي يزيد و صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهي از منکر و ايستادگي در برابر ظلم و ستمگري است و جز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدي هدفي ندارم .
و اين مأموريتي بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتي اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسيري خانواده اش اتمام پذيرد. رسول گرامي (ص ) و اميرمؤمنان (ع) و حسن بن علي (ع ) پيشوايان پيشين اسلام ، شهادت امام حسين (ع ) را بارها بيان فرموده بودند. حتي در هنگام ولادت امام حسين (ع )، و خود امام حسين (ع ) به رسول گرانمايه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود.
علم امامت مي دانست که آخر اين سفر به شهادتش مي انجامد، ولي او کسي نبود که در برابر دستور آسماني  و فرمان خدا براي جان خود ارزشي قائل باشد، يا از اسارت خانواده اش واهمه اي  به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را کرامت و شهادت را سعادت مي پنداشت . (سلام ابدي خدا بر او باد) .
خبر "شهادت حسين (ع ) در کربلا" به قدري در اجتماع اسلامي مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند. چون جسته و گريخته ، از رسول الله (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و امام حسن بن علي (ع ) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدينسان حرکت امام حسين (ع ) با آن درگيريها و ناراحتيها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشديد کرد. بويژه که خود در طول راه مي فرمود: "من کان باذلا فينا مهجته و موطنا علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا.
هر کس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بيايد. و لذا در بعضي از دوستان اين توهم پيش آمد که حضرتش را از اين سفر منصرف سازند.
غافل از اين که فرزند علي  بن ابي طالب (ع ) امام و جانشين پيامبر، و از ديگران به وظيفه خويش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشيد.
باري امام حسين (ع ) با همه اين افکار و نظريه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد، و کوچکترين خللي در تصميمش راه نيافت .
سرانجام ، رفت ، و شهادت را دريافت . نه خود تنها، بلکه با اصحاب و فرزندان که هر يک ستاره اي درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و کشته شدند، و خونهايشان شنهاي گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد (باقي مانده بسترهاي  گناه آلود خاندان اميه ) جانشين رسول خدا نيست ، و اساسا اسلام از بني اميه و بني اميه از اسلام جداست .
راستي هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع ) به وقوع نمي پيوست و مردم يزيد را خليفه پيغمبر (ص ) مي دانستند، و آن گاه اخبار دربار يزيد و شهوترانيهاي او و عمالش را مي شنيدند، چقدر از اسلام متنفر مي شدند، زيرا اسلامي که خليفه پيغمبرش يزيد باشد، به راستي نيز تنفرآور است ... و خاندان پاک حضرت امام حسين (ع ) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت را به گوش مردم برسانند. و شنيديم و خوانديم که در شهرها، در بازارها، در مسجدها، در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نکبت بار يزيد، هماره و همه جا دهان گشودند و فرياد زدند، و پرده زيباي  فريب را از چهره زشت و جنايتکار جيره خواران بني اميه برداشتند و ثابت کردند که يزيد سگ باز وشرابخوار است ، هرگز لياقت خلافت ندارد و اين اريکه اي که او بر آن تکيه زده جايگاه او نيست . سخنانشان رسالت شهادت حسيني را تکميل کرد، طوفاني  در جانها برانگيختند، چنان که نام يزيد تا هميشه مترادف با هر پستي و رذالت و دناءت گرديد و همه آرزوهاي طلايي و شيطانيش چون نقش بر آب گشت . نگرشي  ژرف مي خواهد تا بتوان بر همه ابعاد اين شهادت عظيم و پرنتيجه دست يافت .
از همان اوان شهادتش تا کنون ، دوستان و شيعيانش ، و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج مي گذارند، همه ساله سالروز به خون غلتيدنش را، سالروز قيام و شهادتش را با سياه پوشي  و عزاداري محترم مي شمارند، و خلوص خويش را با گريه بر مصايب آن بزرگوار ابراز مي دارند. پيشوايان مآل انديش و معصوم ما، هماره به واقعه کربلا و به زنده داشتن آن عنايتي خاص داشتند.
غير از اين که خود به زيارت مرقدش مي شتافتند و عزايش را بر پا مي داشتند، در فضيلت عزاداري و محزون بودن براي آن بزرگوار، گفتارهاي متعددي ايراد فرموده اند. ابوعماره گويد: "روزي به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسيدم ، فرمود اشعاري در سوگواري حسين براي ما بخوان . وقتي شروع به خواندن نمودم صداي گريه حضرت برخاست ، من مي خواندم و آن عزيز مي گريست ، چندان که صداي گريه از خانه برخاست .
بعد از آن که اشعار را تمام کردم ، امام (ع ) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام  حسين (ع ) مطالبي بيان فرمود و نيز از آن جناب است که فرمود: "گريستن و بي تابي کردن در هيچ مصيبتي شايسته نيست مگر در مصيبت حسين بن علي ، که ثواب و جزايي گرانمايه دارد.
باقرالعلوم ، امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که يکي از اصحاب بزرگ او است فرمود: "به شيعيان ما بگوييد که به زيارت مرقد حسين بروند، زيرا بر هر شخص باايماني که به امامت ما معترف است ، زيارت قبر اباعبدالله لازم مي باشد.
امام صادق (ع ) مي فرمايد: "ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يکون من الاعمال . همانا زيارت حسين (ع ) از هر عمل پسنديده اي ارزش و فضيلتش بيشتر است .
زيرا که اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است که به جهانيان درس ايمان و عمل صالح مي دهد و گويي  روح را به سوي ملکوت خوبيها و پاکدامنيها و فداکاريها پرواز مي دهد. هر چند عزاداري و گريه بر مصايب حسين بن علي (ع )، و مشرف شدن به زيارت قبرش و بازنماياندن تاريخ پرشکوه و حماسه ساز کربلايش ارزش و معياري والا دارد، لکن بايد دانست که نبايد تنها به اين زيارتها و گريه ها و غم گساريدن اکتفا کرد، بلکه همه اين تظاهرات ، فلسفه دين داري ، فداکاري و حمايت از قوانين آسماني را به ما گوشزد مي نمايد، و هدف هم جز اين نيست ، و نياز بزرگ ما از درگاه حسيني آموختن انسانيت و خالي بودن دل از هر چه غير از خداست مي باشد، و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم ، هدف مقدس حسيني به فراموشي مي گرايد.



تاريخ : سه شنبه سی ام آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi



امام حسين (ع ) در زمان معاويه
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن علي (ع ) امامت و رهبري شيعيان به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبري جامعه گرديد. امام حسين (ع ) مي ديد که معاويه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اريکه حکومت اسلام به ناحق تکيه زده ، سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامي  و قوانين خداوند است ، و از اين حکومت پوشالي مخرب به سختي رنج مي برد، ولي نمي توانست دستي فراز آورد و قدرتي فراهم کند تا او را از جايگاه حکومت اسلامي پايين بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعي مشابه او داشت .
امام حسين (ع ) مي دانست اگر تصميمش را آشکار سازد و به سازندگي قدرت بپردازد، پيش از هر جنبش و حرکت مفيدي به قتلش مي رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پيشه ساخت که اگر برمي خاست ، پيش از اقدام به دسيسه کشته مي شد، و از اين کشته شدن هيچ نتيجه اي گرفته نمي شد.
بنابراين تا معاويه زنده بود، چون برادر زيست و علم مخالفتهاي بزرگ نيفراخت ، جز آن که گاهي محيط و حرکات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مي گرفت و مردم را به آينده نزديک اميدوار مي ساخت که اقدام مؤثري خواهد نمود. و در تمام طول مدتي  که معاويه از مردم براي ولايت عهدي يزيد، بيعت مي گرفت ، حسين به شدت با او مخالفت کرد، و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و ولي عهدي او را نپذيرفت و حتي گاهي سخناني  تند به معاويه گفت و يا نامه اي کوبنده براي او نوشت .
معاويه هم در بيعت گرفتن براي يزيد، به او اصراري نکرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه درگذشت ...



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi


تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi

حسين (ع ) با پدر

شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپرى شد, و آن گاه كه رسول خدا (ص ) چشم از جهان فروبست و به لقاى پروردگار شتافت , مدت سى سال با پدر زيست . پدرى كه جز به انصاف حكم نكرد , و جز به طهارت و بندگى نگذرانيد , جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت . پدرى كه در زمان حكومتش لحظه اى او را آرام نگذاشتند ,همچنان كه به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند...
در تمام اين مدت , با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مي كرد, و در چند سالى كه حضرت على (ع ) متصدى خلافت ظاهرى شد, حضرت حسين (ع ) در راه پيشبرد اهداف اسلامى , مانند يك سرباز فداكار، همچون برادر بزرگوارش مي كوشيد, و در جنگهاى جمل , صفين و نهروان شركت داشت.
به اين ترتيب , از پدرش اميرالمؤمنين(ع ) و دين خدا حمايت كرد و حتى گاهى در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مي كرد. در زمان حكومت عمر, امام حسين (ع ) وارد مسجد شد, خليفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده كرد كه سخن ميگفت. بی درنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: از منبرپدرم فرود آى ....



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi

حسين (ع ) و پيامبر (ص )


از ولادت حسين بن على (ع ) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى كه پيامبر راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز ميداشت , به بزرگوارى و مقام شامخ پيشواى سوم آگاه شدند.

سلمان فارسى مي گويد: ديدم كه رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوى خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى , تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى , تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاى خدايى كه نُه نفرند و خاتم ايشان ,قائم ايشان (امام زمان عج ) مي باشد.
انس بن مالك روايت مي كند: وقتى از پيامبر پرسيدند كدام يك از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي دارى , فرمود: حسن و حسين را, بارها رسول گرامى حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد وآنان را مي بوييد و مي بوسيد.
ابوهريره كه از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است , در عين حال اعتراف مي كند كه : رسول اكرم را ديدم كه حسن و حسين را بر شانه هاى خويش نشانده بود و به سوى مامي آمد, وقتى به ما رسيد فرمود هر كس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است.عاليترين, صميميترين و گوياترين رابطه معنوى و ملكوتى بين پيامبر و حسين را ميتوان در اين جمله رسول گرامى اسلام(ص )خواند كه فرمود:حسين از من و من ازحسينم 



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 | | نویسنده : Erfan Ahmadi

ولادت

در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت دومين فرزند برومند حضرت على وفاطمه , كه درود خدا بر ايشان باد, در خانه وحى و ولايت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پيامبر گرامى اسلام (ص ) رسيد, به خانه حضرت على (ع ) و فاطمه (س ) آمد و اسما را فرمود تا كودك را بياورد.اسما او را در پارچه اى سپيد پيچيد و خدمت رسول اكرم (ص ) برد, آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت.
به روزهاى اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش , امين وحى الهى , جبرئيل  فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا, اين نوزاد را به نام پسر كوچك هارون (شبير) كه به عربى (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار.چون على براى تو به سان هارون براى موسى بن عمران است , جز آن كه تو خاتم پيغمبران هستى .و به اين ترتيب نام پرعظمت حسين از جانب پروردگار, براى دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد.
به روز هفتم ولادتش , فاطمه زهرا كه سلام خداوند بر او باد, گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقيقه كشت , و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد.



  • بیا 2 اینجا
  • بن تن